هفت اشتباه رایج در اجرای کارت امتیازی متوازن (BSC) و چگونه از آنها جلوگیری کنیم؟
هفت اشتباه رایج در اجرای کارت امتیازی متوازن (BSC) و چگونه از آنها جلوگیری کنیم؟
۱. استفاده از BSC فقط برای برخی از واحدها مثل منابع انسانی یا فناوری اطلاعات
🧨 مشکل: برخی سازمانها تصور میکنند BSC ابزاری برای ارزیابی عملکرد کارکنان یا بهرهوری سیستمهاست. در نتیجه آن را فقط در واحدهای خاص به کار میبرند.
✅ راهکار: BSC باید در سطح کلان سازمان اجرا شود و همه واحدها را درگیر کند. چهار منظر BSC (مالی، مشتری، فرآیند داخلی، یادگیری و رشد) باید برای کل سازمان طراحی شوند، نه فقط در یک بخش یا مدیریت!
۲. تعریف شاخصهای زیاد، مبهم یا غیرقابل اندازهگیری
🧨 مشکل: بعضی سازمانها بیش از حد KPI تعریف میکنند یا از شاخصهایی استفاده میکنند که قابل سنجش یا پیگیری نیستند.
✅ راهکار: هر هدف باید فقط ۱ تا ۲ شاخص کلیدی داشته باشد و پیشنهاد میشود تعداد اهداف بین ۱۵ تا ۲۵ هدف تعریف شود.
به علاوه شاخصها باید ویژگی SMART داشته باشند (مشخص، قابلاندازهگیری، قابلدستیابی، مرتبط، و زماندار) تا به خوبی تعریف شوند و همه افراد سازمان، تعریف یکسانی از یک شاخص کلیدی عملکرد داشته باشند.۳. طراحی نقشه استراتژی بدون روابط علت و معلولی
🧨 مشکل: اگر بین اهداف استراتژیک در چهار منظر (مالی، مشتری، فرآیند داخلی، یادگیری و رشد)، ارتباط منطقی برقرار نباشد، سازمان نمیتواند پیشرفت را ارزیابی یا اولویتبندی کند.
✅ راهکار: با طراحی دقیق «نقشه استراتژی»، ارتباط بین اهداف در منظرهای مختلف را ترسیم کنید و آنها را از بالا به پایین و از پایین به بالا مرور کنید و حتی ممکن است اهداف در یک منظر، دارای ارتباط معنادار با هم باشند.
(مثلاً: آموزش کارکنان ➜ بهبود فرآیند ➜ رضایت مشتری ➜ سودآوری).۴. جدا کردن BSC از سیستم بودجهریزی و منابع
🧨 مشکل: اگر BSC صرفاً روی کاغذ بماند و به تخصیص منابع مرتبط نشود، اجرایی نخواهد شد.
✅ راهکار: پروژهها، اقدامات کلیدی و شاخصها باید وارد چرخه بودجهریزی، تخصیص منابع انسانی و فناوری شوند. مثل هر پروژهای، باید به اقدامات استراتژیک منبع مالی و انسانی اختصاص داد تا در زمان مناسب اجرایی گردد.
۵. نداشتن مالک مشخص برای هر هدف یا شاخص
🧨 مشکل: وقتی برای هیچکدام از اهداف و شاخصها مالک مشخص تعیین نمیشود، هیچ واحدی خود را مسئول موفقیت آن نمیداند.
✅ راهکار: برای هر هدف یا KPI یک «مالک» مشخص کنید؛ کسی که مسئول پیگیری، بهبود و گزارش آن باشد.
۶. توقف در فاز طراحی و نداشتن سیستم پایش مستمر
🧨 مشکل: بسیاری از پروژههای BSC پس از تدوین شاخصها و اهداف متوقف میشوند و هیچ سیستم رصد یا بازنگریای به صورت دوره ای شکل نمیگیرد.
✅ راهکار: از ابتدا داشبورد و فرمت گزارشگیری ماهیانه و فصلی را طراحی کنید تا دورهای نتایج کسب شده را بررسی کنید، همچنین جلسات ارزیابی عملکرد باید ساختارمند و منظم باشند و به یکی از جلسات ثابت سازمان در سطح مدیران ارشد تبدیل شود.
۷. نداشتن حمایت مدیران ارشد و مشارکت کارکنان
🧨 مشکل: وقتی BSC صرفاً پروژهی دپارتمان برنامهریزی یا مشاوران مدیریت باشد، کارکنان و مدیران میانی آن را جدی نمیگیرند.
✅ راهکار: موفقیت BSC وابسته به حمایت مدیریت ارشد و درگیر کردن تیمها در طراحی شاخصها و پروژههاست. پس از ابتدا باید تمامی ذینفعان را در جلسات تدوین استراتژی مشارکت داد تا بتوانید حمایتشان را در کل چرخه داشته باشید.
کم کم پس از برگزاری چندین جلسه BSC با حضور مدیران، فرهنگ سازمانی از «گزارشدهی» به سمت «یادگیری و بهبود» حرکت خواهد کرد.✍️ جمعبندی
اجرای BSC نیازمند چیزی بیشتر از یک فایل اکسل یا پاورپوینت است. این مدل، یک زبان مشترک برای مدیریت عملکرد سازمانی است؛ زبانی که اگر به درستی طراحی و اجرا شود، میتواند سازمان را از سردرگمی به سمت تمرکز، و از فعالیتهای پراکنده به سوی ارزشآفرینی هدفمند هدایت کند و ارزشآفرینی کند.
📢 پیشنهاد ما
اگر در فکر طراحی یا بازنگری سیستم کارت امتیازی متوازن در سازمان خود هستید، تیم مشاوران ما در راهبران سیستم رستاک آماده همراهی با شماست.درباره آرزو گودرزی
آرزو گودرزی مدرس و مشاور مدیریت استراتژی، مترجم و مؤلف کتابهای مهندسی کیفیت، دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی (MBA) از دانشگاه تهران و مدرک کارشناسی مهندسی صنايع از دانشگاه علم و صنعت ایران میباشد.
نوشتههای بیشتر از آرزو گودرزی
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.